|
+ نوشته شده در شنبه 9 آبان1388 1:20 PM توسط ف-ن |
امروز دلم هوای باران دارد در فصل خزان میل بهاران دارد ابریست هوای شهر خاموش دلم احساس غریب سوکواران دارد + نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387 11:9 PM توسط ف-ن |
دکتر شريعتي : " کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ؛ آن هم به سه دليل : اول آن که کچل بود ؛ دوم اين که سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور تر بود - اين که در آن سن و سال زن داشت !!! چند سالي گذشت . يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حالي که خودم زن داشتم ، سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم + نوشته شده در یکشنبه 28 مهر1387 11:3 PM توسط ف-ن |
------- . چیزی برای نوشتن ندارم... اما خیلی چیزا تو دلمه... راست گفتن که ارزش هر کس به اندازه ی نگفتن حرفاییه که تو دلشه ؟؟؟ ( دکتر شریعتی) موونددم... صبر کشنده ی ( خوب یا بد؟)
+ نوشته شده در شنبه 19 مرداد1387 9:1 PM توسط ف-ن |
امروز جمعه ۱۴ تیر ۸۷ یه حس عجیبیه همه چیز همه جا این جا آلودگی هوا ۸ برابر شاخص عادی هست اما انا همه چیزای روزمره ست پارسال مث یه همچین شبی من و .... یه ارتباط و با هم آغاز کردیم و مثل فردا شب ساعت ۰۰:۰۰ عاشقی چشمامون به هم گره خورد نمیدونم همه چی یه هو شد یا تقدیر خداوند بود اما خوشحالم عشقی که اول به صورت خیلی ساده بود الان ۱ ساله شده و ریشه دوونده واسم عجیبه که چرا یه هو تصمیم گرفتم نگهش دارم!!! اما مهم اینه که اون موند و ثابت شد .... یه همدل یه همراه - یه همراه اول این روزا بیشتر ساعتهامونو با همیم... البته سختی زیادی داشت اما جفتمون تحمل کردیم... من رفتارم سر این قضیه با همیشه ام فرق میکرد دیگه خیلی تخس بازی در نمیآووردم شاید بزرگتر شدم یا کمال همنشین در من اثر کرد بعد از جریان پارسال همین موقه ها بود که شوع کردم به نوشتن این وبلاگ٬ ۱۸ تیر وبلاگم ۱ ساله میشه ۱۵ تیر عشقم ۲ تا تولد بزرگ در پیش دارم خدایا ممنونم به خاطر تموم مهربونیات شرمندتم که نمیتونم جبران کنم
+ نوشته شده در جمعه 14 تیر1387 4:15 PM توسط ف-ن |
یک عمر به هر بهانه زخمم می زد با خنجر و تازیانه زخمم می زد یک سو غم دوست بود ٬یک سو غم نان با تیغ دو دم زمانه زخمم میزد --------------------------------------------- امشب دلم از آمدنت سزشار است فانوس به دست کوچه ی دیدار است آن گونه تو را در انتظارم که اگر این چشم بخوابد آن یکی بیدار است -------------------------------------------- لبخند زدی ٬بهار با آن آمد یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد ای دست بلند آسمان در دستت من نام تو را خواندم و باران آمد + نوشته شده در جمعه 14 تیر1387 3:48 PM توسط ف-ن |
بعد عمری که به خواب من بی دل آمد گریه آبی به رخم ریخت که بیدار شدم (کلیم کاشانی ) ************************************* بیگانگی نگر که من و یار چون دو چشم همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم (صیدی تهرانی) ۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸ بشکن دلم که رایحه ی درد بشنوی کس از برون شیشه نبوید گلاب را(اسرار سبزواری) !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! + نوشته شده در جمعه 14 تیر1387 3:33 PM توسط ف-ن |
سلام می خوام بگم که پروردگار خیلی مهربونه بیش از اونکه تو تصورش رو بکنی به قول استادم اگه توانایی فکر کردن به رویایی رو داشته باشی مطمئن باش که خدا توانایی رسیدن به اون رویا رو در وجود تو قرار داده.... پس + بیندیش و در راه رسیدن به رویاهات تلاش کن و هر روز با اندیشه خویش به آنها نزدیک شو تا تحقق یابد خدا این چند وقت خیلی خیلی کمک کرد و دستمو گرفت ۷۰- ۸۰٪ از مشکلاتی که جلو راهم بود و اندیشه ام رو مختل کرده بود برطرف شد کافیه فقط با اخلاص از خدا یه چیزیو بخوای و خودت هم موانع رو برطرف کنی خدا خیلی مهربونه خدایا خیلی دوووسسستتتتتتتتتت دارمممممممممممممم + نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387 11:22 AM توسط ف-ن |
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم.... خیلی مردد سر همه ی کارام موندم خدایا کمکم کن + نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 1:24 AM توسط ف-ن |
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند + نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 8:35 PM توسط ف-ن |
من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به امیدی که تو فا نوس شب من باشی .ورنه اين دنيا که ما ديديم خنديدن نداشت امشب پرو بال دارم شور دارم حال دارم امشب تو این سینه دلی خوشا بر احوال دارم .................... یهو احساس کردم چقدر دلم یه «مستی عاشقانه» میخواد...چقدر «عاشقانه یکدست» میخواد،چقدر« نیستی» میخواد که با بودن یک نفر که واقعا دوستت داشته باشه «هست» بشی... دگرازوصل وهجرانم مپرسید که درد بی امانم را دوانیست کنون مردم بگویندم به هردَم که: بیچاره بجز مرگش شفانیست پریشان خاطروافسرده حالم مراتنها رهاکردن روا نیست شدم بی یارو یاور ای رفیقان که درمانش بجز دست خدانیست وبی صدا گام به گام با ستاره ها رفتم نه صدایی که مرا همراه باشد ونه دستی که سردی دستهایم را گرمی بخشد سرد وتاریک وتنها کوچه های بی کسی را پیمودم نیافتم آشنای را نیافتم هم صدایی را سرد وتنها رفتم عشق نمی تواند وسیله باشد ... عشق هدفی کامل است ... + نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387 2:11 AM توسط ف-ن |
طول زندگی زیاد تر شده شاید هم عرضش ... کی میدونه؟!!.... + نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387 1:1 AM توسط ف-ن |
... فقط میخوام ازت که همه چی به خیر بگذره...خدایا تو واسه ی همه ی بنده هات خووب میخوای همه چیو دادم دست خودت هیچ اصراری برای شدن یا نشدن اونایی که میخوام ندارم.. چون به تو مطمینم که خوبی رو واسم میخوای و واسه تویی که داری این مطلبو می خونی بسپار به دست خودش.. + نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387 3:44 PM توسط ف-ن |
ای كاش جمله زيبای دوستت دارم
+ نوشته شده در جمعه 16 فروردین1387 3:19 PM توسط ف-ن |
برای شاد کردنت نکته انحرافی مطلب زیر را پیدا کنید؟ تست کنکور 87 اگه ديدي يه نقطه قرمز تو آسمون حركت مي كنه بدون اون قلب من كه واسه تو پركشيده نيست ........ بلكه يه مگسه كه ماتيك زده + نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387 1:27 AM توسط ف-ن |
بهار تا آخر هفته می یاد امسال سال خوبی بود خوب یعنی از پار سال بهتر.. تو سالی که گذشت ۲ تا مسافرت به جایی داشتم کا تا حالا ندیده بودمشون .. ۳ تا سفر ادرون استانی هم داشتم... یکیش ۴ ماه طول کشید و با افراد جدیدی آشنا شدم با رفتارهایی بسیار زیبا...!!! چند وقت هم به .... گذشت یه ناکامی هم داشتم.. ولی ۳ - ۴ تا موفقیت ... پس اون به اینا در... سال دیگه سال خیلی بهتریه یعنی باید از امسال خیلی بهتر باشه... باید پر از شادی باشه و موفقیت... برای تو و من .. چشمام.... خدا... + نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386 3:26 PM توسط ف-ن |
نشسته ام تنها در عمق ظلمت تردیدهای خویش با قصه های باد آیا کسی از دور دست خاطره می آید ؟ آیا کسی از روزهای سبز صداقت پیغام می دهد ؟ آیا کسی در وسعت غروب شعر ی برای فصلهای تباهی ... شعری برای من شعری برای روود ... شعری برای پنجره میخواند؟ تشویش من ز چیست؟ تشویش من ز کیست؟!!! آیا کسی پرنده زیبای مهربانی را در کوچه باغهای دلم پرواز می دهد؟ + نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386 2:32 PM توسط ف-ن |
شاید سبزه ی امسال منو ....-من- کرد یا استجابت چشمهای بارونیم ...سال گذشته... قربون مهربونیت برم خدا که هیچ کاریت بی حکمت نیست.. حالا دیگه از اینکه چرا سال گذشته یه ناکامی تلخ واسم اتفاق افتاد ناراحت نیستم...! چون دیروز فهمیدم که اون فقط یه تمرین بوده واسه به ثمر رسیدن عشق این روزها چه گویم که سزاوار شکر تو باشد که تو خود بی نیاز شکری... + نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386 4:0 PM توسط ف-ن |
نفسم بالا نمی یاد ... تو رو صدا میکنم.... لطفا پنجره رو باز کن ... تو به من لبخند میزنی و ........ آرام پنجره رو میبندی......!!!! ؟ + نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386 3:50 PM توسط ف-ن |
چه اهمیتی دارد... چگونه روزهایت را تلف کنی! * به اداره، یا خیابان که پا می گذاری همیشه قربانی یک چیز می شوی؛ ـ سکوت! ـ * پس، از شاعر نمی توان خرده گرفت که چرا حرفهایش را، در دود سیگار می پیچد! * از شما چه پنهان؛ من چاقویی را برای قتل خویش هر روز تیز می کنم! * قلبهای بی خاصیت، فرقی برایشان نمی کند که روزهایشان را چگونه قربانی می کنند! * از شما چه پنهان؛ وقتی که طاقتم طاق می شود... زندان را، از خیابان بیشتر دوست می دارم! + نوشته شده در دوشنبه 20 اسفند1386 3:39 PM توسط ف-ن |
|
| ||||||